سازمان فضایی شهر و منطقه

نویسنده:‌شهرام طهماسبی

سال چاپ: ۱۳۹۷

نوبت چاپ: اول

200,000 ریال

جزئیات کتاب

وزن267 g
قطع

وزیری

تعداد صفحات

160

نوبت چاپ

اول

سال چاپ

1397

درباره نویسنده

شهرام طهماسبی

فضا، عرصه‌ی تبلور تمامی مناسبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی انسان و بستر تمامی فعالیت‌های بشر است. این عرصه تحت تأثیر ویژگی‌ها و شرایط جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شکل می‌گیرد و دگرگون می‌شود. در طول تاریخ تمدن‌های بشری با خاستگاه‌های متفاوت منجر به شکل‌گیری نوع خاصی از فضا و سازمان‌یابی نظام سکونتگاهی اقوام و ملل مختلف شده‌اند؛ اما این دگرگونی­ها که در گذشته‌های تمدن بشری بسیار کند و بطئی به وقوع پیوسته در قرن اخیر با شتاب بسیار خیره‌کننده‌ای تأثیرات فضایی بسیار پیچیده‌ای را سبب شده است. شاید بتوان هسته‌های نخستین شکل‌گیری این تغییرات را به قرن پانزدهم میلادی و با تغییرات ساختاری در ایدئولوژی و نحوه نگرش انسان به جهان پیرامون و در نتیجه تغییر دیدگاه او به ابعاد مختلف زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیوند زد. این تغییرات ایدئولوژیکی که زمینه‌ساز رنسانس و انقلاب صنعتی در اروپا شد و با سرعت در سرتاسر جهان گسترش یافت، نتیجه‌ی زایش نظام سرمایه‌داری بود که بیش از هر چیز بر تمرکزگرایی متکی است. لازمه دوام و بقای این نظام، دستیابی به اهدافی چون تولید انبوه و ارزان، استفاده از صرفه‌های مقیاس، توسعه بازارها و… است. ازاین‌رو این نظام قبل از هر چیز نیازمند تمرکز در مراکزی است که از مزیت نسبی قابل‌توجهی برخوردار بوده و به لحاظ منابع و امکانات و همچنین آستانه‌های جمعیتی از شرایط مساعدی برخوردار باشند و این مراکز جایی جز شهرها با حوزه‌های پیرامونی آن نیست.

با توسعه نظام سرمایه‌داری، سکونتگاه‌های شهری هر چه بیشتر مورد توجه قرار گرفت و ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن‌ها بیش از پیش دچار تغییر و دگرگونی اساسی شد. این دگرگونی‌ها که تغییرات مربوط به سازمان فضایی مناطق و کشورها را نیز در پی داشت در کشورهای جهان سوم ازجمله ایران که به لحاظ ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آمادگی پذیرش چنین دگرگونی­هایی را نداشت، منجر به شکل‌گیری نظام‌های متمرکز شهری و گسیختگی نظام فضایی در سطح مناطق برنامه‌ریزی کشور شد.

نظیر بسیاری دیگر از کشورهای درحال‌توسعه، سازمان فضایی سکونتگاه‌های کشور ما به دلایل مختلف و ازجمله انقلاب صنعتی، وابستگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اندیشه‌ی نوگرایانه، الگوگیری غیراصولی از مدل‌های غربی و… دستخوش دگرگونی‌های پیچیده و شگرفی شده است تا جایی که در طول چند دهه از حالتی سنتی با قانونمندی‌های خاص به فضایی قطبی، ‌چندگانه، نامتعادل، غیرکارا، ناهمگون و عقب‌مانده تبدیل شده است. این وضعیت که ساختارهای سنتی را که طی هزاران سال شکل گرفته و تکامل یافته بود را درهم ریخت، نتوانست ساختار متناسبی جایگزین آن نماید. بازتاب این آشفتگی ساختاری در افزایش سطح فقر، کاهش فزاینده عدالت اجتماعی، فزونی جرم و جنایت و بزهکاری و ناهنجاری‌های فرهنگی و اجتماعی و حجم بالای مهاجرت‌ها و افزایش فزاینده اختلافات طبقاتی، حاشیه‌نشینی، جدایی گزینی گروه‌ها و طبقات اجتماعی، اقتصاد وابسته و انگلی، معضلات روبه ازدیاد بافت قدیم و سنتی، نارسایی‌های نظام حمل‌ونقل و گردش انرژی و بالاخره فشار روزافزون نظام‌های شهری بر کالبد نحیف و خسته شهرها به همراه ده‌ها پیامد ناگوار دیگر ازجمله مشکلات و نارسایی‌های عملکردی در نظام شهری و منطقه‌ای کشور تبلور یافت.

توجه به نظام‌های شهری و منطقه‌ای به عنوان بستر توسعه و برنامه‌ریزی هرچند عمری طولانی در فرهنگ توسعه ملی، منطقه‌ای دارد، اما اهمیت یابی آن به دگرگونی‌های فکری و گسترش حوزه‌های اندیشه در چند دهه اخیر بازمی‌گردد. شاید دهه ۱۹۶۰ میلادی زمان تولد اندیشه‌هایی بود که مسیری تازه در مسیر توسعه و به ویژه توسعه ملی و منطقه‌ای گشود. تفکر سیستمی و نفوذ آن به حوزه علوم مختلف سبب شد تا اندیشمندان شهری و منطقه‌ای رویکرد نوینی را در تحلیل نظام‌های سکونتگاهی بر مبنای اصول جدید پایه‌ریزی کنند. به دنبال آن به تدریج مشخص شد که دیگر با تأکید صرف بر رشد عناصر منفرد در یک حوزه عملکردی و در محدوده یک فضای جغرافیایی نمی‌توان به توسعه‌ای پایدار، همگانی و بادوام دست یافت و این اندیشه به تدریج قوت گرفت که رسوخ اثرات توسعه و پیشرفت نیازمند شبکه‌ها و ساختارهایی است که نظام‌های سکونتی و به ویژه سیستم‌های شهری می‌توانند ایفا کننده چنین نقشی باشند. چراکه بی‌توجهی به نظام‌های شهری و منطقه‌ای سبب شد تا گسترش آثار مورد انتظار توسعه در سطح مناطق به کندی صورت پذیرد و یا متوقف شود. نبود یک شبکه یا زنجیره‌ای از کانون‌های زیست که پیونددهنده نظام سکونتی منطقه به یکدیگر باشند، سبب شد تا آثار ناشی از سرمایه‌گذاری‌های نقطه‌ای نه‌تنها عواید و منافعی را به سایر مناطق منتقل نسازد و از آن‌ها تغذیه نکند، بلکه سبب عدم تعادل‌های بیشتر فضایی و بروز پدیده‌ی قطبی شدن در نقاط ویژه شد.

به تدریج این تصور به‌یقین تبدیل شد که نباید برخوردی منفعلانه و انتزاعی با کانون‌های سکونتی داشت و تحلیلی همه‌جانبه و کل‌نگر ضرورت دارد که در آن یک کانون شهری نه‌تنها وظیفه‌ای محلی دارد و به اقتضای این نقش سیما و کارکردی متناسب می‌یابد، بلکه عنصری از مجموعه کلان عملکردی منطقه فراتر از خود نیز محسوب می‌شود که تنظیم‌کننده و هدایت‌کننده نظام جریان‌ها و همبستگی کانون‌های مختلف کوچک و بزرگ پیرامون خود می‌باشد.

با این توصیف، شناخت و تحلیل سازمان فضایی شهر و منطقه، ضمن عمق بخشیدن به حوزه شناخت فکری و تحلیل عمیق‌تر مسائل موجود، ما را در اتخاذ و گزینش راهبردها و خط‌مشی‌های کاراتر و مؤثرتر یاری می‌نماید.

شاید به جرأت بتوان گفت اعمال سیاست‌های منفعلانه و انتزاعی برای بهبود وضعیت موجود شهرها و مناطق، کارایی خود را از دست داده و برنامه‌ریزان به دنبال راه‌هایی هستند که مسائل موجود را در یک کلیت وابسته و مرتبط با یکدیگر بررسی کنند و راه‌حل‌هایی منسجم، هماهنگ و همه‌جانبه ارایه نمایند. این ضرورت در کشور ما همانند بسیاری دیگر از کشورهای جهان سوم که به‌شدت از عدم تعادل‌های فضایی رنج می‌برد و گرفتار پدیده قطبی گرایی فعالیت‌ها و جمعیت است، ضرورتی دوچندان دارد. چراکه طی دهه‌های اخیر، نظام سکونتگاهی کشور در یک روند نه‌چندان طولانی بر پایه رشدی برون‌زا و بر اساس قواعدی منتج از خواسته‌های فضاهای خارجی و بریده از سابقه ملی و تاریخی خود به یک‌باره هویت و چهره‌ای نوین به خود گرفته‌اند که تظاهری از فراگرد توسعه‌طلبانه ملی است و اثرات نامطلوب و ناهنجار بسیاری در پی دارد.

سازمان فضایی شهر و منطقه، متأثر از شکل‌بندی‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی دوره‌های مختلف تاریخی است، ازاین‌رو، سازمان فضایی پدیده‌ای پویا و وابسته به میزان شدت و تراکم مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده آن است و تکامل و دگرگونی آن با توجه به نحوه عمل فرآیندهای تاریخی، جریان‌های اقتصادی، نظام‌های تصمیم‌گیری و دستگاه‌های سیاست‌گذاری و همچنین تغییرات فرهنگی و اجتماعی بازتاب‌های متفاوتی دارد. از سوی دیگر، تکامل تاریخی نظام‌های فضایی، میزان و درجه بلوغ و رشد تکاملی آن را تعیین می‌نماید. از این جهت، برخی از جوامع توسعه‌یافته، برخی توسعه‌نیافته و تعداد زیادی از آن‌ها نیز در مسیر توسعه قرار دارند. اساس این تفکیک در میزان و درجه بلوغ و تکامل نظام فضایی و همچنین هماهنگی عناصر درونی و انتظام‌یابی آن با عناصر برون‌زا، انطباق ساختارهای عملکردی، تعادل‌یابی، توسعه پایدار و نیز سهولت در جابجایی‌های مؤثر جریان‌ها و انرژی نهفته است. به همین دلیل فضاهای توسعه‌یافته به فضاهایی گفته می‌شود که گردش انرژی در آن‌ها در حداقل شرایط عملکردی، بیش‌ترین کارایی و اثربخشی را داشته باشد. افزون بر این، این فضا باید توزیع متناسبی را در به حرکت درآوردن عناصر سیستم فضایی ایجاد کند، بدون اینکه اثرات مخرب و زیان‌بار خود را بر محیط‌زیست تحمیل نماید. شناخت و تحلیل اصول حاکم بر تغییر و تحول و تکامل و عملکرد نظام فضایی دستمایه برنامه‌ریزان شهری و منطقه‌ای قرار گرفته تا ضمن شناخت فرایندهای حاکم بر آن نظام فضایی متناسبی را تعریف و ارایه نمایند.

ازاین‌رو، لازم است با رویکردی سیستمی و با هدایت و ساماندهی تعامل‌های اجتماعی، اقتصادی و عملکردی، روابط پویا، منظم و اقتصادی و درعین‌حال کارا برای فضاهای منطقه تصویر نمود، چراکه این رویکرد در فرایند برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای، ریشه مشکلات و نارسایی‌های نظام‌های شهری را نه‌تنها در شهر، بلکه در منطقه عملکردی و ناحیه پیرامونی آن می‌داند. به‌بیان‌دیگر، این رویکرد، شهر و منطقه پیرامون آن را به‌مثابه یک کل یکپارچه و مرتبط به‌حساب می‌آورد، مجموعه‌ای که شکل‌دهنده و هدایت‌کننده کنش و واکنش‌هایی است که بین نقاط مختلف آن وجود دارد. از این منظر، انتظار می‌رود که اثرات مخرب ارتباط نامتعادل بین مرکز و پیرامون و مضرات قطبی شدن برطرف شود و هر یک از فضاها با توجه به ظرفیت‌ها، پتانسیل‌ها و به بیان ساده‌تر توانمندی‌های خود و همچنین شناخت محدودیت‌ها و تنگناهای موجود به ایفای نقش و عملکردهای تعریف شده خود بپردازند تا در سایه آن، مجموعه منطقه عملکردی، وظایف خود را در سطح ملی به انجام رساند.

بنا به مراتب فوق نوشتار حاضر در پنج فصل تدوین شده است. در فصل نخست مفاهیم مرتبط با سازمان فضایی شهر و منطقه تبیین گردیده است. مفهوم فضا، فضایی اندیشیدن، جایگاه این تفکر در برنامه‌ریزی شهر و منطقه، ساختار و سازمان فضایی، تحلیل فضایی و سازمان‌یابی فضایی از جمله مباحث مطرح شده در این فصل است. فصل دوم این نوشتار به مباحث توسعه و توسعه‌نیافتگی شهر و منطقه اختصاص دارد. در این فصل در ابتدا نگرش‌های کلان توسعه و توسعه‌نیافتگی تبیین شده است و سپس نگرش‌های توسعه‌ی منطقه‌ای توضیح داده شده است. در فصل سوم مدل‌های تحلیل سازمان فضایی شهر و منطقه تشریح شده است. این مدل‌ها در پنج بخش شامل مدل‌های تحلیل توزیع، مدل‌های تحلیل سلسله مراتبی، مدل‌های تحلیل میان‌کنش‌های فضایی، مدل‌های همگنی و تعیین درجه‌ی توسعه‌یافتگی و مدل‌های مبتنی بر تحلیل شبکه‌ها شرح داده شده است. در نهایت در فصل چهارم از مجموع مباحث مطرح شده در این کتاب نتیجه‌گیری و جمع‌بندی به عمل آمده است.

امید است نوشتار حاضر برای کلیه‌ی پژوهشگران و دست‌اندرکاران حوزه‌ی برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای مفید فایده واقع شود.

امتیاز دهی به کتاب سازمان فضایی شهر و منطقه
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
۴ (۱ رای)