مبانی فلسفی مخاطرات طبیعی

مبانی فلسفی مخاطرات طبیعی

مخاطرات طبیعی

برگرفته از کتاب مدیریت بحران مخاطرات طبیعی

مبانی فلسفی مخاطرات طبیعی

مهم ترین مسئله در تعریف و تعدیل مخاطرات طبیعی بررسی مبانی فلسفی آن است. واژه ی خطر همیشه در رابطه ی انسان با شرایط محیطی تعریف شده است. در ابتدا، زمانی که زندگی انسان بسیار ساده و بیولوژیک بود، خطر در حد بیماری های واگیر و کشنده تعریف می شد؛ اما بعدها، در پی توسعه جمعیت و انتظارات انسان و بهره برداری فزاینده او از طبیعت، خطر اتفاق های ناشی از فتار انسان با محیط تعریف شد و به آن حادثه ای گفته شد که به انسان و مایملک او صدمه بزند.

در زمینه ریشه فلسفی مخاطرات طبیعی، اولین فلسفه که هنوز هم آثار آن ادامه دارد، فلسفه انسان محور است. طبق این فلسفه انسان حاکم طبیعت است و باید برای توسعه و زندگی خود از آن بهره برداری کند.

بعد از جنگ جهانی دوم و مسلط شدن انسان به تکنولوژی، این بهره برداری بسیار گسترده شد و بحران های امروزی را ایجاد کرد. در مقابل، فلسفه اکوسیستم محور بهره برداری انسان را از محیط محدود کرده و اجازه بیشتر از نیاز اولیه را نمی دهد. در این فلسفه محیط مقدس بوده  ارزش ذاتی دارد.

از نظر دین اسلام هم عامل اصلی مخاطرات طبیعی محیطی اسراف و رفتار نامطلوب انسان با محیط است؛ اما از منظر جغرافیا مخاطرات طبیعی بر اثر به هم خوردن نظم محیط طبیعی ایجاد می شود.

در هر کجا که پراکندگی جمعیت با پراکندگی منابع محیطی هماهنگ نباشد مخاطرات رخ خواهد داد. در نتیجه، فلسفه ایجاد مخاطرات محیطی فلسفه مکان محور است. محور اصلی این فلسفه نظم محیطی است که در پراکندگی پدیده ها و ویژگی ها نمایان است.

به هم زدن این نظم سبب بی عدالتی فضایی در توزیع منابع می شود. اخلاق محیطی از منظر جغرافیا برهم نزدن این نظم و رعایت عدالت فضایی است. روش جغرافیا برای چاره جویی و جلوگیری از مخاطرات محیطی هم برنامه ریزی فضایی (آزمایش سرزمین) است.

امتیازدهی به این مطلب
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
۵ (۱ رای)
Pulpit rock